جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
371
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مىچينى و همهروزه خود را با روغن خوشبو مىسازى ! تو را چه شود كه چند روزى براى خدا روزه بدارى و از آنچه در پيش توست به ديگران بدهى و غذاى يكبار را چندبار بخورى و يا از آن به فقيرى بدهى ؟ آيا تو كه در نعمت غوطهور هستى و بر همسايه ناتوان و بىچيز و فقير و بيوهزن و يتيم برترى مىجويى ، انتظار دارى كه پاداش نيكوكاران دستباز را ببرى ؟ سعد به من خبر داد كه تو مانند نيكوكاران سخن مىگويى ولى مانند گناهكاران عمل مىكنى ، و اگر تو چنين باشى بر خويشتن ستم كرده و عمل خود را تباه ساختهاى . . . » على پيوسته به فرمانداران خود دستور مىداد كه خود را از هرگونه تجاوز غصبى دور نگهدارند . او با رشوه مبارزه مىكرد و آن را زشتترين و بىپايهترين چيزى مىدانست كه ممكن است بين حاكم و محكوم رابطهاى ايجاد كند و آن را سستترين عامل پيوند بين حق و صاحب حق ، مىشمرد و فرمانداران و زمامدارانى را كه رشوه را مىپذيرفتند « رشوهخوار » مىناميد ، زيرا بهخوبى دريافته بود كه اين كار ضدبشرى تا چه اندازه جامعه را بهسوى فساد و انحطاط راهبرى مىكند ، تا آنجا كه وقتى به او خبر رسيد يكى از امراء لشكر رشوه گرفته است ، او را با اين جمله تند بهشدت تكان داد : « اما بعد ، كسانى كه قبل از تو نابود شدند ، بهخاطر آن بود كه مردم را از حق خود بازداشتند و آنها ناچار شدند كه حق را با رشوه بخرند و آنان را به انجامدادن باطل وادار سازند ، و آنگاه ديگران از اين باطل پيروى كردند و نابود شدند » . يكى از فرمانداران را به ميهمانى دعوت كردند و او آن را پذيرفت ، ولى ناگهان اعتراض على دررسيد كه او را بهشدت توبيخ و تقبيح